أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
640
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
( 1994 ) 221 / 13 و 14 « سر بر آسمان داشت و گفت : . . . » . چنان كه مىبينيد در اينجا فرقكى در نقل قول نضر با آيت قرآنى هست . ( 1995 ) 221 / 24 « ليعذّبهم » . در دستنوشت « بهم » كتابت نشده است . ( 1996 ) 222 / 6 « ولايت » . در عكس دستنوشت حرف يكم ديده نمىشود . آميخته با سنجش و گمان چنين خوانديم . ( 1997 ) 223 / 11 « اهبت » . « اهبت » : ساز و ساختگى كار . عدت . ( لغتنامهء دهخدا ) . ( 1998 ) 223 / 18 « ليلة العقبة » . جايگاه سه حرف واپسين در دستنوشت قدرى آسيب ديده و اندكك به خوانايى و روشنى متن لطمه زده است . ( 1999 ) 223 / 21 تا 23 « كلبى گويذ : . . . يعنى . . . » . قول كلبى در حاشية نوشته شده است ؛ از همين قدر هم كه در تاريك و روشن عكس خواندهايم ، مطمئن نيستم . ( 2000 ) 224 / 17 « جبان » . در دستنوشت : « جنان » . ( 2001 ) 225 / 8 و 9 « . . . معنى بر مؤمنان دشوار شذ » . در دستنوشت بجاى « مؤمنان » ، « مومثان » نوشته شده است . ( 2002 ) 225 / 20 « بگريزند » . در دستنوشت : بكريريزند ( حرف چهارم بىنقطه است ) . ( 2003 ) 227 / 7 « حجّة » . در دستنوشت : حجّة . ( 2004 ) 227 / 18 « قتل ؟ » . در دستنوشت به فتح دوم نوشته شده است . ( 2005 ) 228 / 10 تا 13 « ا جعلتم . . . مقيم » . التوبة / 19 تا 21 . ( 2006 ) 228 / 18 « كعبه باشم » . « كعبه » در دستنوشت ، لابلاى سطور ، و به قلمى جز قلم متن ، افزوده شده است . ( 2007 ) 228 / 22 « نمىدانم . . . . . . . » . اين پاره كه ترجمهء سخن باشد ، در حاشيهء نوشته شده و بهرههائى از آن در عكس ما هويدا نيست ؛ از صحّت قرائت كلمهء « راه » هم بىگمان نيستم . ( 2008 ) 229 / 15 « ( 462 ) هجرت » . جز حرف آخر در عكس دستنوشت هويدا نيست و ضبط ما آميخته به سنجش و گمان است .